و بازهم من یرگشتم....
با کوله ای پر از غم...مثله همیشه..
خسته شدم..نه اینکه کم آورده باشم اما خسته شدم از کم نیاوردن..تلاش برای نشکستن برای نابود نشدن!!
به مرگ نزدیک نمیشم اما میدونم که دارم یه مرگ تدریجی رو لمس میکنم!!
یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۵ 21:11
|- ✘Nafas
-|