این روزها علاقه ی شدیدی پیدا کردم به استقلال...مستقل شدن و فک کردن به آینده ای سخت وروشن..
امیدوارم همه به خواسته هاشون برسن...
عید سعید فطر مبارک.
لع امید روزهای پر امیدتر و زیباتر...
دلم یه غزل ناب ازحافظ میخاد...
صدای اذون میاد....بازم مجبورم طلوع عجیب خورشید رو تماشا کنم...
ولی....این روزها عجیب شدم...بایدمطمئن شم خورشید خانم بیدار شده و بعد شااااااااید خواب به چشمای من بیاد....
این روزها زیاد دلتنگم..دلتنگ خودم و لحظه های شادی که داشتم...
چقدغمگینم این روزها...چقد مشکلاتم زیاد شده!!!!
خدایا به فریادم برس!!
قریب به دوسال و اندی بود که دست کشیده بدم از نوشتن....
امشب خیلی ناگهانی به یاد اینوبلاگ افتادم...تمام خاطراتم زنده شدن...
چقدر بچه بودم...چه بیچ و خم هاییرو ک نگذروندم...چقدر عوض شدم خیلی عوض...بزرگ شدم وخانوم...کم حافظه و براسترس...ترسو و بی هیچ اعتماد به نفسی....چقدر دلتنگ خودم هستم...
این منی ک اینجاست همان آرزوی سالهای گذشته است.....باید بیشتر مواظب آرزوهایم باشم...
من برگشتم...
متفاوت تر از قبل...
تابعد./بای./
| ϰ-†нêmê§ |