عزیز زیبای من
چه کسی میتواند جای تورا در قلب من بگیرد؟ ؟؟ چه کسی میتواند به من نگاه کند آنطور که تو نگاه میکردی...
دلم برایت پر میکشد..برای صدایت.. برای لمس دست های سفید کشیده ات... ناخن های نازکن..
دلم لبخندت را میخواهد..ذره ذره جانم تورا صدا میزند ونیتی..
چقدر قشنگ دوست داشتی مرا .. چقدر قشنگ عشق را برایم معنا کردی..
حتی تا مغز جانم را سوزاندی و این اگر عشق نبود اینهمه درد نداشت که..
من ،این من خسته هنوز هم دلش برای تو پر میکشد...
یه چیزایی این وسط داره تغییر میکنه..
کروکوندیل آبی من ! انگار قلبش نرم شده.. انگار تازه داره به من عادت میکنه و .. شاید داره عاشقم میشه .. نمیدونم..
شبا توی خواب دنبالم میگرده.. براش مهمه که حتما توی آغوشش باشم و بخوابه...
بدون دلیل برام هدیه میخره...میشینه ساعت ها باهام راجع دنیای آدم ها حرف میزنه..مشکلات من رو توی اولویتش قرارداده و ...
دیروز بهم گقت انگار روز به روز داری برام جذاب تر میشی...
قرارمون این نبود.. قرارمون این نبود که عاشق هم بشیم...
قراربود فقط باهم باشیم که تنها نباشیم...
نمیخوام عاشق بشم... نمیخوام غمش برام مهم بشه.. نمیخوام پی خوشحالی من بگرده ..
میخوام بتونم تعادل این رابطه رو حفظ کنم.. نمیخوام یه بار دیگه قلبم بشکنه..
دیگه توانشو ندارم..
سنگین ترین دلتنگی ای که میتونستم حس کنم رو این روزا دارم حس میکنم... عجیبه...اینکه دلتنگ باشی ولی خودت نخوای پیام بدی،صداشو بشنوی این عجیبه...
از خودم متنفرم که دلتنگش میشم.. اصلا هنوز به یاد دارمش..یه پیامی نوشته بود که : نمیدانم،شاید تا ابد به یادت ماندم...
آره.. همیشه فکر میکنم اگر تا ابد فکرت از سرم نرفت چی؟ اگ تا ابد دلتنگت موندم..
فراموش میشی؟؟
قراره چه اتفاقی برام بیوفته تا تو از سرم بری؟
کاش نفسم بند میومد... دیگه حوصله ی نفس کشیدن ندارم.
دیگه حوصله ی زندگی کردن ندارم..
بدم میاد از این هوای دلگیر و سرد ..از اینهمه سردرگرمی متنفرم
| ϰ-†нêmê§ |