عزیزی سالهاست همانند من فراموش نکرده این وبلاگ را و انگاری مرا...
خواستم بگویم میبینم تمام پیام هایت را ..
و بسیار قدردان محبتت هستم ...
کنجکاو بودی مرا ببینی یا حتی بسنده کرده بودی به دیدن عکسم...
خواستم بگویم :مهربان جان!من همام من قبل هستم با روحی خسته تر،سخت تر لبخند میزنم.سفیدی موهای سرم در سمت راست خودنمایی میکند.زیر چشم هایم کمی بیشتر گود افتاده.اما چشم هایم هنوز هم همانند...قلبم همان قلب و دردم همان درد..
تو کجایی ؟؟ چه میکنی این روزها؟تو چه؟تغییری داشته ای بعد از همه ی این سالها؟
| ϰ-†нêmê§ |