مهتابی روی من
دست از سر مغزم،قلبم بردار
بزار زندگی کنم... بزار به آدم های دیگه ی زندگی ام برسم.. بزار بخندم.. عاشق بشم.
بزار فراموش کنم
عطر تلخ اونتوس سفیدت رو...
چشمای سیاه جاله ایت رو..
موهای نیمه بورت رو...
بزار انگشتای نرمت رو فراموش کنم...
بزار یادم بره اون انحنای گردنت رو...
بزار خط های روی بند بند انگشتت از سرم بیرون بره...
بزار کار کنم.. باید کار کنم تا زنده بمونم...
| ϰ-†нêmê§ |